تبليغاتX
نظرت در مورد عشق.وفا.علاقه.چیه؟؟؟
خوشبختي منو تو
 

                                                            m

من دیگر در پی قرار نخوهم بود

((عاسقانه)) با ((تولدی دیگر)) در هم آمیخت

تولدم را بار دیگر کنار پنجره باز کلبه ی

خودم جشن می گیرم همراه با دختر همسایه

پهلوی خواهر زیبای تو و شاحه گلی زیبا

که در دستانت خواهم گذاشت

و در دست من چتر باران خورده یک عاشق را خواهی دید

که این باران به مذاقمان خوش می آید و در زیر آن

به باد روزهای پیش خنده هایی خواهیم کرد

آن گاه است که می گوییم ما کوچه خوشبختی خود را یافته ایم

پس بیا با هم باشیم تا روزها به خاطر هم و شبها به یاد هم قلبمان بتبد

بی تو این قلب نای تپیدن و این دل امیدی به فردا نداردM

 
تورا مي ستايم
   

تورا مي ستايم ،

اي ياد تو آرامش قلب مجروهم ،

تورا مي ستايم كه هم عشقي وهم درمانم ،

فراق از آن چه درد بود كه حس كردم

در دره اي تاريك اتفاده ام اي پناه بي پناهان !

در نهايت سياهي بر قلبم تابيدي

وانجماد سينه ام را با اشعه عشقت گرما بخشيدي ،

اي كه ياد تو باتو بودن مرا از پوچ به اوج مي رساند ،

عقل از ادراكت ناتوان است ،

تو را مي ستايم كه روح مرده ام را زنده ميكني ،

من به تو محتاجم، به عشق تو

دروازه عشق و محبت و قلبت را

هميشه به من گشوده  كن

و عشقت را از من دريغ مكن

كه من تو را دوست دارم اي تك ستاره من

 
راه زندگي
   

راه زندگي

زندگي راهيست كه از ناكجا سرچشمه گرفته

وانتهايي دارد . . . وماتنها از كودكي مي آغازيم

وكسي نمي داند كه به راستي ،

اين راه پيچ وخم به كدامين نقطه مي انجامد ،

نه ، !

اصلا فكرش را نكنيد ،

بياييد تنها به كبوتراني كه بر پهناي آبي آسمان ،

بال مي زنند وبه گلهاي رنگارنگ جهان

وبه دلهاي سبز ونگاههاي پر اميد ، بيانديشيم

و زندگي خود را با عشق شيرين كنيم

 
افسوس كه نمي توانم
   

افسوس كه نمي توانم

دلم مي خواهد كلبه اي داشته باشم از چوبهاي جنگلي !

آنگاه هر روز صبح با صداي چلچله ها بيدار مي شويم ،

وبا خون زلال چشمه وضو مي سازم ،

اي كاش مي توانستم ،

هر شب و روز ،

ماه و خورشيد را ميان شاخه هاي درهم فرو رفته درختان

با تو بودمو نظاره مي كرديم ،

يا از بالاي ساختمانها سربه فلك كشيده

 به آسمان نگاه مي كرديم .

آرزومندم كه روزي برسد كه با تو باشم

و ديوارهاي آجري اقامتم شيشه اي شوند .

تا بتوانم آفتاب را در طلوع وغروب ببينم

وپهلوي پرتو تو نيايش عشق سردهم .

و از ته دل و آغوشي گرم به تو بگويم دوستت دارم

 

 
نامه اي به عشق خود
   

نامه اي به عشق خود

اي عشق  من .......  یک شب به ویرانه دل ما سر بزن

براي تو طاق نصرتي از عشق مي بندم

وبا گلهاي شقايق تزئين  مي كنم ،

آرام ، آرام ،اشك مي ريزم ،

تا فضاي خانه قلبم ،

بوي خوش باران بگيرد ،

يك شب مهمان دلم باش

وبه من بگو كه نور تو در قلبم هست ،

من تو را دير زماني است كه يافته ام ،

تو را بادلم با دل خونم وجنون عاشقانه يافته ام

 
مادر هميشه هراس دارم
   

مادر هميشه هراس دارم ،

نكند خورشيد عشق من مثل آفتاب صبح گاهي زود گذر باشد ، 

مي ترسم تا بندگيم نتواند از ابرهاي تيره وتار بگذرد

و روان و آسوده بدون آينكه مرا روشن كند ،

از اين روزها بگذرد اين غم  غم عميقيست ،

عميق ، آن چنان كه ژرفاي درياهاي بي كران ،

در تلاطمند مانند قلب من  نكند مادر اين چنين شود

 
در جستجوي تو و عشق تو
 

در جستجوي تو

درتاريكي شب هنگام ،

بهاري درمن اتفاق مي افتد ودر سكوت پر از عشق ومستي ،

فانوس به دست تورا مي جويم افسوس كه به ديده نمي آيي ،

پس به نماز عشق مي ايستم تا تو را در طلاطم امواج دلم بيابم

 
از خورشيد تا جاويد
 

از خورشيد تا جاويد

هميشه آن دور دستها را دوست خواهم داشت ،

آنجا كه خورشيد زندگي تا ابديت طلوع خواهد كرد

 و شادي ها را با پرتو دلنواز عشق ،

به رفتن در خواهد آورد ،

پرتوي كه تا اوج آسمان قلبم را به تپش وا مي دارد....

 
عشق
 

عشق

مي خواهم دوباره عشق بورزم ،

مي خواهم اين بار كوله بارعشقم را از شقايق پر كنم ،

مي خواهم گل مريم باشم ،

پاك ، سفيد ،

اين بار باله هاي كبوتر را قرض مي گيرم .

زيباست با بال كبوتر به اوج رفتن ،

تصميم گرفته ام با ابرها دوست شوم ،

پس به آسمان مي روم ،

اشكهايم را جمع مي كنم تا درياي در آسمان داشته باشم

 
دوست و رویا
 

رويا

رويا زيباست ،

اما در رويا زيستن گناه نا بخشودني است

 

دوست

سحرگاهان درخنده  خورشيد ،

نگاه جذاب ونافذ تورا مي بينم  وشامگاهان در تبسم ماه ،

قامت ملكوتي ات رابه تماشا مي نشينم .

در دانه هاي زلال شبنم به دنبال اشكت مي گردم

ودر شكوفايي غنچه ها به دنبال لبخندت

 
فرياد اندوه
 

فرياد اندوه

نالان وغمزده با اشك وآه در سكوت زمان سرگردانم .

حنجره سهمگين جدايي بر وجودم فرود آمده و حنجره ام ،

فرياد اندوه سر مي دهد .

دوست دارم از اين تار تنيده شده تنهايي رهايي يابم

با دلي لبريز از عشق در آسمان بي كران محبت به پرواز در آيم

 گويي خزان به وضوح در آيند چشمم ديده مي شود .

پروردگارا !

باران رحمت خود را از اين تن خسته دريغ مدار .

 

 
چشم به راه قاصدك
 

چشم به راه قاصدك

قاصدكها كه مي آيند ،

دستهاي كوچكم را مامن خستگي هايشان قرار مي دهم ،

كبوترهاكه  پرواز مي كنند ،

با نگاه منتظرم بدرقشان مي كنم .

نسيم صبحگاهي كه آرام سفر مي كند ،

دل رابه دامان مهربانش مي سپارم ،

شايد روزي ازتو برايم مژده وخبري بياورد !

 
كشتي نجات
 

كشتي نجات

هنگامي ،كه خورشيد محبت در قلبم غروب مي كند .

و در درياي متلاطم اندوه غطه ور مي شوم ، مي نشينم ،

كشتي نجات را انتظار مي كشم ،

كشتي سبزي كه از شهر دوستان مي آيد

 و در قلبم لنگر مي اندازد

 
فروغ
 

فروغ

شب است ،

شبي سرشار از التهاب ،

لبريز از انتظار ،

نگاهم به نقطه اي از آسمان خيره مي شود ،

كه ناگاه ستاره اي به زمين فرود مي غلتد ،

چشمانم را فرو مي بندم  وبه آسمان روياها مي انديشم ،

چاي ستاره ديرين ،

پرفروغ را تهي مي بينم وچشمانم را مي گشايم ،

وبه خود مي گويم ،

افسوس ،

اين ستاره نيز ،

هم چون ستاره اميد من تا ابد ،

بي فروغ خواهد ماند ،

بي فروغ از . . .  ، اميد هرگز نمي ميرد

حتي اگر سالهاي سال ندرخشد.

 
هميشه بامن
 

هميشه بامن

الهي از آن هنگام كه به درگاهت روي آورده ام ،

خود را شناختم ودريافتم كه تنها باتو بودن ،

 راه مرا از شيطان جدا مي كند ، نتهايي را احساس مي كنم ،

چراكه تو هميشه بامني والطافت را از من دريغ  نمي ورزي ،

اميد به آن دارم كه عشقت تا ابد در سينه ام بدرخشيد ،

وبه من جان ببخشد ،

اميد به آن دارم كه شاخه هاي آرزويم را

چيزي جز نسيم توكل به تو نوازش نكند ،

پس به تو اي معبود !

 قلبم را بيش از حد به خودت نزديگتر وآشناتر ساز ، . . .

 
شقايق
 

شقايق

باتوسخن مي گويم ،

 اي شبنم سحرگاهان !

 سالهاست كه به پاكيت ايمان آورده ام .

به من بگو آيا مي شود در احساس شقايق غطه ور شد

 وشبنمهاي چكيده از ستارگان غروب كرده ،

 شبنم هاي چكيده بر گلبرگهاي رابا اشك در آميخت ؟

 اي تو كه سحرگاهان با شقايق ،

همراز مي شوي ! به من بگو . . .

 
پنجره نگاه
 

 پنجره نگاه

عشق من چه زيبا ست براي تو زيستن

در كنار تو ماندن وصداي تورا از اعماق وجود شنيدن

الفباي زندگي را ازتو  آموختن ،

 با تو در ساحل زيباي زندگي قدم زدن .

و چه زيباست از پنچره نگاهت جهان را نگريستن

 
خليج تنهائي
 

خليج تنهائي

اي آشناي دل ، مي داني واژه تنهائي يعني چه ؟

يعني سكوت ، يعني تنهائي ، تنهائي درياي است

بي انتها ، اينك منم محبوس خليج تنهايي كه راه گريزي

از آن نيست ، كسي صدايم را نمي شنود .

چشمان باراني ام نمي بيند ،

ساحل نجاتي براي آرامش نيست ،

جز تو اي مهربان من . . . .

پس برايم حرف بزن ، برايم قصه بگو

 از دشتهاي لاله وشقايق واز شكوفه هاي گلهاي اميد ؟!!

 
مي خواهم
   مي خواهم  

عزيزم ، مي خواهم كوله بار محبتت را

به بال مرغابيان سپيده عشق بسپارم ،

تابه دور دستها ببرندش ،

وبه دشت لاله هاي وحشي ،

كائنات هديه اش كنند . مي خواهم تا زندگي باقي ايست

 در سايه دلپذيرت بيآرامم وببالم وهمانند

تو درختي تنومند وسبز شوم ،

مي خواهم از چشمه گواراري

 موفقيت بيش از پيش بنوشم وطعم آن را

 در زير زبان زندگي __ شيرين _ تلخ _ مزمزه كنم ،

 ازتو مي خواهم كه به ثمره درختت ،

عشق به لاتيناهي را بيآموزي وطريق سعادت پرورش دهي ،

واز او بهاري سبز بسازي ،

بهاري كه هرگز به پاييزان حيات منتهي نشود

 
عشق....
    عشق

در غم هايت شريكم ودر شاديهايت سهيم ،

هم آواي فريادهاي توام .

نامه ات درونم رامي سوزاند ،

دوستت دارم ،  ،  ،  چرا كه از توام وبه تو عشق مي ورزم ،

خاكت آئينه من است صدايت ترانه همواره من .

عشق با صداقت دوستت دارم ، 

 
در گوشه اي از دفترم
   

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم...... تنهائي را دوست دارم

 

چون بي وفا نيست تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام

 

 تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست تنهائي را دوست

 

 دارم چون خدا هم تنهاست تنهائي را دوست دارم چون در خلوت

 

 وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند...!

 

 

 
كاش قلبم
   

 

كاش قلبم درد پنهاني نداشت

 

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

 

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

 

حرفي از يك روز باراني نداشت

 

كاش مي شد راه سخت عشق را

 

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 

 
موزيك دلخواه خود را از اينجا دانلود كنيد
   

     موزيك دلخواه خود را از اينجا دانلود كنيد

 

       حتما کلیک کن پشیمون نمیشی

 
فرستادن س ام س رایگان
   

 حتي شما كه موبايل نداريد يا نميخواهيد شماره ي شما در دسترس همگان باشد ميتوانيد س ام س بزنيد البته یادتون نره س ام س رایگان  من براي شما كاربر عزيز دو راه پيشنهاد مي كنم

۱- از طريق س ام س ۲ هيم     ورود به س ام س 2 هيم

۲- از طريق آذر س ام س          ورود به آذر س ام س 

امیدوارم به دردتون بخوره و مورد استفاده قرار بدین

 
عشق
   

عشق

عشق يعني.....



عشق يعني سرزمين باك من


عشق يعني لحظه بيدادمن


عشق يعني ليلي ومجنون شدن


عشق يعني وامق وعذراشدن


عشق يعني مسجدالاقصي من


عشق يعني كودك فرداي من


عشق يعني كلبه دل ساختن درقمارزندكي جان باختن


عشق يعني جشمهاي برزخون دردوغم اينجابهم اميختن


عشق يعني دردهاي بيشماركريه كردن سوختن,افروختن


عشق يعني كعبه اسرارمن


عشق يعني مخزن الاسرار من

 

 

 
تنهایی
    تنهايي

چرا تنهایی؟

 

 این سوالی که بی جواب

 

  برام مونده ... آره

 

 تنهاترینم... چرا؟خودت بهتر میدونی ولی نمیگی... ولی من

 میگم تا همه بدونن که هنوزم با همه بی وفائيهايت دوستت

 دارم... من تنها شدم چون عشقم پاک بود... من تنها شدم چون

 دل ساده و زلالم در دستای تو بود... ولی تو چی باوفا؟ به خدا

 

 در پس سختی این روزها

 

 وشبهای نفرین شده برام هنوز  دلم

 

 نمیاد از گل نازکتر بهت بگم... دلم نمیاد... آخه تو مقدس

 ترین الهه ی دورانی... من دوست نداشتم تو را با کسی دیگه

 تقسیم کنم... ولی ناخواسته تقسیم شدی...غم وغصه هایت

 برای من موند و در وجودم ضرب شدن... ولی شادیها و قص

ه هایت هم مال دیگرون شد... فدای سرت... فدای یک ترنم

 

 دلنشینت... فدای یک نگاه غریبت...

 

 

 
کوچک
 

 

کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم

 

 اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم کاش همان

 

 کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش

 

 می توان خواند اما اکنون اگر فریادهم بزنیم

 

 کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که

 

سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست؟؟؟

 

 
شربتی
 

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

 

 روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

 

گوئی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود

 

باربربست وبه گردش نرسیدیم و برفت

 

بس که ما فاتحه و حرزیمانی خواندیم

 

وز پی اش سوره‌ اخلاص بخواندیم و برفت

 
زندگي
 

 

 

 

 

زندگي 

 

 

 

زندگي تکرار تفکر در حلقه حيات است


زندگي معماي وجود در تفکر بشر است


زندگي آزمايشگاه صبر براي موجود کم طاقت است


و اما ؟؟؟


زندگي لطف اجباري اما شيرين خداوند است


زندگي خالي است ان را پر کن.


زندگي يک مشکل است با ان روبرو شو.


زندگي يک معادله است موازنه کن.


زندگي يک معما است ان را حل کن.


زندگي يک تجربه است ان را مرور کن.


زندگي يک مبارزه است قبول کن.


زندگي يک کشتي است با ان دريا نوردي کن.


زندگي يک سوال است ان را جواب بده.


زندگي يک موفقيت است لذت ببر.


زندگي يک بازي است برنده و پيروز شو.


زندگي يک هديه است ان را دريافت کن.


زندگي دعا است ان را مرتب زمزمه كن.


زندگي درد است ان را تحمل کن.


زندگي يک دوربين است سعي کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشي .

 

 

 
هي.....مي داني؟
 

هي.....مي داني؟...

 

 مي گويند رسم زندگي چنين است!!!!!!!

 

مي آيند....... مي مانند.......

 

عادتت مي دهند....... و مي روند.......

 

و تو در خود مي ماني.......

 

 و تو تنها مي ماني.......

 

راستي نگفتي؟

 

             رسم تو نيز چنين است؟

 

          مثل همه ي .....ها هستي؟؟؟؟

 

 

 
آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر)
 
مرجع وبمسترهای فارسی زبان
Time spent here:

danlod java

!عشق.وفا.محبت و علاقه برات چه مفهومي داره